شروع روانکاوی در اروپا با اندیشه های فروید و به طور غالب در مطب خصوصی و کار بالینی سرپایی انجام گرفت. در دهه های 30 و40 میلادی و همزمان با جنگ جهانی دوم، مهاجرت شماری از روانکاوان برجسته ی یهودی تبار اروپایی به خاطر نجات جانشنان از دست نازی ها به آمریکا موجب شد تا روانکاوی به سرعت، درمان غالب در مراکز دانشگاهی امریکایی شود. در بیمارستان ها و کلینیک های دانشگاهی، روانکاوان با مراجعینی از طبقات مختلف جامعه روبرو شدند. دیگر امکان برگزاری جلسات روانکاوی به تعداد پنج جلسه در هفته ممکن نبود. مراجعان هم صرفا طبقه ی بورژوای وین نبودند تا بتوانند از پس هزینه ی این تعداد جلسات بر آیند. چنین شد که رواندرمانی تحلیلی با تغییراتی در چارچوب روانکاوی سنتی، سالهاست که درمان غالب و کارآمد در کلینیک های روانشناسی است. برخی این رویکرد را مستقل از روانکاوی قلمداد می کنند و برخی هم نه.
روانکاوی و رواندرمانی تحلیل مبناهای یکسانی دارند، اما تفاوت هایی هم بین این دو رویکرد وجود دارد. روانکاوی کاری است که توسط یک روانکاو انجام می شود. روانکاو گواهی دار کسی است که از یک انستیتوی معتبر روانکاوی تحت نظر انجمن بینالمللی روانکاوی (IPA) صلاحیت روانکاوی دریافت کرده است. برای اینکه یک نفر صلاحیت روانکاوی را دریافت کند، باید روانکاوی شده باشد روانکاوی شخصی این فرد باید شامل حداقل ۳ تا ۵ جلسه تحلیل در هفته بوده باشد همچنین باید ۴۰۰ ساعت کلاس نظری و ۲۴۰ ساعت سوپرویژن گروهی بگذراند. یک روانکاو برای دریافت صلاحیت روانکاوی بایستی مراجعانش را با یکی از رویکرد های روانکاوی (حداقل ۳ جلسه در هفته) ملاقات کند و برای آن سوپرویژن دریافت کند. او بایستی در دوران آموزش ۴ نفر آنالیزان را هر کدام به مدت ۲۴۰ ساعت ملاقات کند و برای این ۲۴۰ ساعت حداقل ۵۰ ساعت سوپرویژن فردی بگیرد .هر 6 ماه یکبارهم فرآیند تحلیل هر مراجع باید به تایید سوپروایزر مربوطه برسد.
اما درباره ی رواندرمانی تحلیلی برنامه ی مشخصی برای آموزش وجود ندارد. دانش پژوه رواندرمانی تحلیلی باید حدود ۲۰۰ ساعت کلاس نظری دنباله دار به مدت دوسال بگذارند. درمان تحلیلی شخصی خود را حداقل یک جلسه در هفته پیش بگیرد و این درمان حداقل به 250 ساعت در هفته رسیده باشد. در درمان مراجعینش هم حداقل 150 ساعت سوپروِژن فردی و 100ساعت سوپرویژن گروهی دریافت کرده باشد.
چارچوب رواندرمانی تحلیلی همچون روانکاوی است. درمانگر بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن می کند.
نویسنده اصلی این کتاب دبورا کابانیس، استاد روانپزشکی دانشکده پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا و رئیس آموزش رواندرمانی در بخش روانپزشکی این دانشگاه است. او هم اکنون در شهر نیویورک به کار آموزش، نویسندگی و رواندرمانی و روانکاوی بیماران مشغول است.
در این کتاب با تعریفی کامل تر از چیزی که ما ارائه کردیم روبرو خواهید شد. تعاریفی همچون سنجش، اتحاد درمانی، گوش دادن، انتقال، انتقال متقابل، تداعی آزاد، رویاها، مکانیزم های دفاعی و… را با مثال هایی ملموس و کاربردی از نظر می گذرانید.
این کتاب راهنمای ارزشمندی برای رزیدنتهای روانپزشکی، دانشجویان روانشناسی و مددکاران اجتماعی است و همچنین شیوه تفکر جدیدی در مورد رواندرمانی تحلیلی به متخصصان بالینی ارایه میکند. رویکرد عملی و تمرینهای راهنمایی شده، این کتاب را به ابزاری استثنایی برای آموزشدهندگان رواندرمانی به همه ی سطوح دانشپژوهان مبدل کرده است.

