فرزندپروری از درون به بیرون

دنیل جی سیگل

ترجمه: نویدانتظاری

چگونگی درک، تفسیر و احساس شما از تجربه های دوران کودکی تان، تاثیر زیا بر نحوه ی والدگری شما دارد. در این برنامه ما بر چگونگی تاثیری که درک شما از خودتان بر نحوه ی والدگری تان می گذارد تمرکز خواهیم کرد. خودشناسی بیشتر و عمیق تر می تواند به ایجاد رابطه ای موثر تر و لذت بخش تر با فرزندتان کمک کند. به موازات پرورش و خودشناسیمی توانیم بنیانی برای سلامت و امنیت عاطفی فراهم آوریم که رشد و موفقیت فرزندمان را رقم بزند. پژوهش های روانشناسی کودک نشان داده که دلبستگی ایمن کودک با درک والدین از تجربه های اولیه ی خودشان ارتباطی نیرومند دارد. برخلاف آنچه که بسیاری به آن باور دارند، تجربه های اولیه سرنوشت مارا تعیین نمی کند. اگر دوران کودکی شما دشوار بوده است ولی توانسته اید آن را درک کنید، ناچار نیستید همان تعامل های منفی و شیوه های مخرب را با فرزندتان باز آفرینی کنید. یافته های علمی نشان داده است که بدون چنین درکی از خود، الگوهای مخرب دوباره تکرار خواهد شد. این الگو ها ازنسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد. ماسعی داریم دراین برنامه ها به شما برای شناخت زندگی گدشته و تاثیر آن بر اکنون از طریق شناخت بهتر نحوه ی تاثیر تجربه های دوران کودکی بر زندگی و والدگری به شما کمک کنیم.

هنگامی که صاحب فرزند می شویم فرصتی شگفت آور برای رشد کردن بدست می آوریم. ما دوباره دریک رابطه ی صمیمانه والد-فرزند قرار می گیریم، البته این بار در نقشی متفاوت.

والدین بارها و بارها گفته اند که هیچگاه فکر نمی کردند همان رفتاری را با فرزندشان داشته باشند که که درزمان کودکی با خودشان رفتار شده بود و برایشان بسیار درد و رنج به همراه داشته است.

ایجاد رابطه و خودشناسی:

شیوه ی ارتباط نا با فرزندانمان تاثیری عمیق با رشد آنها دارد توانایی ما در ارتباط دو جانبه و توام با آگاهی، احساس امنیت یک کودک را پرورش می دهد. این روابط امن و قابل اعتماد به کودک کمک می کند تا در بسیاری از مراحل زندگی موفقیت کسب کند. پیش بینی توانایی ما در برقراری ارتباط موثر برای ایجاد امنیت در فرزندانمان، به شدت منوط به این است که رویداد های اولیه زندگی مان را چگونه درک کرده باشیم. درک زندگیمان به ما کمک می کند تا تجربه های مثبت و منفی مان را با هم تلفیق و منسجم کنیم و آنها را همچون بخشی ازندگی داستان زندگی خود بپذیریم. ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم اما می توانیم از چگونگی تاثیر گذشته بر اکنون آگاه شویم.

اندیشیدن در مورد زندگی مان به شیوه ای متفاوت، مستلزم آگاهی از تجربه های اکنون مان مثل هیجان ها  و ادراک ها است. درک اینکه چگونه به یاد می آوریم و چگونه از خودمان به عنوان بخشی از جهانی که در آن زندگی می کنیم تصویر سازی می کنیم، کمک می کند درک کنیم که چگونه گذشته در زندگی مان نقش دارد. درک ما از زندگی مان چگونه به فرزندانمان کمک می کند؟ با آزاد کردن خودمان از گذشته، می توانی مروابطی خود انگیخته و پیوند دهنده با فرزاندنمان ایجاد کنیم که آنهارا برای رشد و موفقیت توانمند کند. با بیشتر کردن توانایی خودمان در درک تجربه های عاطفی مان، بهتر می توانیم رابطه ای همدلانه با فرزندان خود برقرار کنیم و به رشئ سالم آنها کمک کنیم.

در غیاب چنین درک و فهمی ، تاریخ اغلب خود را تکرار خواهد کرد و والدین با الگو های ناسالم گذشته به فرزندانشنان آسیب خواهند زد. درک زندگی مان ما را از تکرار آسیبی که در کودکی دیده ایم محافظت خواهد کرد. با شناخت بهتر زندگی مان می توانیم توانایی خودشناسی را بیشتر کنیم و به تجربه های هیجانی، دیدگاه خود به جهان و تعامل های خود با فرزندانمان  انسجام بخشیم.

البته که رشد کودک به عوامل دیگری همچون ژنتیک، سلامت جسمی، وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه و…وابسته است. اما روابط والد-فرزند یک بخش بسیار مهم تجربه اولیه است. که به طور مستقیم شخصیت در حال ظهور کودک را شکل می دهد. هوش هیجانی، عزت نفس، توانایی های شناختی و مهارت های اجتماعی بر اساس این رابطه اولیه ساخته می شود. نحوه ی تامل والدین برزندگی خودشان مستقیما این رابطه را شکل می دهد. هیچکس کودکی کاملی نداشته و برخی از ما با چالش های بیشتری روبرو بوده ایم. با این حال، حتی کسانی که تجربه های دشواری در زندگی داشته اند می توانند آن مسائل را حل کنند.والدینی که خودشان والد به اندازه ی کافی خوبب نداشته اند هم می توانند زندگی خود را سامان دهند و روابط سالمی داشته باشند. برای فرزندانمان مهمتر از آنپه در گذشته بر ما رفته، نحوه ی پردازش و درک ما آن تجربه هاست.فرصت تغییر و رشد در تمام طول زندگی ما استمرار دارد.

رویکردی در فرزند پروری

این  کتاب شما را ترغیب خواهد کرد تا رویکردی فرزند پروری را به وجود آورید که بر اصول اولیه درک درونی و پیوند بین فرد پایه گذاری شده است. این رویکرد شامل موارد زیر است.

ذهن آگاهی داشتن

ذهن آگاهی داشتن هسته ی روابط بالنده است. وقتی ذهن آگاهی داریم در زمان حال زندگی می کنیم و به افکار و احساسات خودمان و فرزندمان آگاه هستیم. توانایی با شفافیت حضور داشتن در درون خودمان در زمان حال، این اجازه را به ما می دهد که با دیگران نیز به طور کامل حضور داشته باشیم و تجربخ ی فردی هرفرد را محترم بشماریم. هیچ دو انسانی دنیا را شبیه به هم درک نمی کنند. ذهن آگاهی برای استقلال ذهن یکتای هر فرد احترام قائل است.وقتی به عنوان یک والد کاملا حضور داریم وقتی با ذهن آگاهی هستیم فرزندانمان را برای تجربه کردن کامل خودشان در لحظه توانمند می کنیم. کودکان از طریق نحوه ی ارتباط ما با آنها درباره ی خودشان می آموزند. هنگامی که دلمشغول گذشته یا نگران آینده هستیم، ار لحاظ جسمی کنار فرزند خود حضور داریم. ولی از لحاظ ذهنی غایب هستیم. کودکان نیازی ندارند همیشه به طورکامل دردسترس آنها باشیم ولی در تعامل های پیوند دهنده به حضور ما نیاز دارند. ذهن آگاهی داشتن به عنوان یک والد به این معناست که شما در کنش هایتان هدفمند هستید. به کمک این هدفمندی با در نظر داشتن سلامت روان فرزندتان آگاهانه رفتار می کنید. کودکان در هنگام تعامل هدفمند با والدین به سرعت متوجه هدفمندی آنها می شوند.کودکان به وسیله ی پیوند های هیجانی که با ما درارند قابلیت درک خود و ظرفیت برقراری رابطه با دیگران را پرورش می دهند.

یادگیری در تمام عمر

فرزندانتان به شما فرصت می دهند رشد کنید و شما را در چالش با مسائل باقی مانده ار دوران کودکی تان قرار می دهند.

اگر این چالش هارا مهم تلقی نکنید، فرزندپروری وظیفه ای نا خوشایند خواهد شد. اما اگر بکوشید این لحظه ها را همچون فرصتی برای یادگیری ببینید می توانید به رشد و تحول ادامه دهید.

داشتن این نگرش که می توانید در تمام طول زندگی یادبگیرید به شما توانایی فرزند پروری با ذهنی باز و همچون سفری برای اکتشاف می دهد.

تحول زهن درتمام طول مدت زندگی ادامه دارد. ذهن از فعالیت مغز نشات می گیرد از اینرو یافته های علم مغز می تواند در درک ما از خودمان بسیار تاثیر گذار باشد. یافته های اخیر علوم اعصاب به این نظر جالب اشاره کرده است که مغز در طول زندگی یک فرد هم ارتباط های جدید و هم شاید سلول های عصبی جدید به وجود می آورد. ارتباط میان سلول های عصبی تعیین کننده ی نحوه ی پیدایش فرآیند های ذهنی ماست. تجربه، ارتباط های عصبی را در مغز شکل می دهد. روابز بین فردی باعث تداوم پرورش ذهن می شود. والد بودن به ما فرصت می دهدکه با تامل روی تجربه هایمان ازدیدگاهی جدید و مدام در حال تغییر به رشد خود ادامه دهیم.فرزندپروری همچنن این مجال را برای ما بوجود می آورد که با چروراندن کنجکاوی فرزندانمان و با حمایت از کند و کاو مدام آنها از جهان نگرش گشودگی را در آنها به وجود آوریم. تعامل های پیچیده و غالبا چالش برانگیز در فرزند پروری به ما فرصت می دهد امکان های جدیدی برای رشد و تحول خود و فرزندانمان بیافرینیم.

انعطاف پذیری در پاسخ دادن

توانایی پاسخ دادن به شیوه های انعظاف پذیر، یکی از بزرگترین چالش های والد بودن است. انعظاف پذیری در پاسخ یعنی توانایی ذهن در مرتب کردن فرآیند های ذهنی بسیار گوناگونی نظیر تکانه ها، فکر ها و احساس ها، و دستیابی به پاسخی فکورانه و ارادی. فرد می تواند به جای واکنشی صرفا  غیر ارادی به یک موقعیت  تامل کند و هدفمندانه مسیر مناسبی برای کنش انتخاب کند. انعطاف پذیری در پاسخ واکنشی غیر ارادی نیست. انعطاف پذیری در پاسخ در بر گیرنده توانایی به تعویق انداختن رضایت خاطرو باز داری از رفتارهای تکانشی است. این توانایی، هسته ی بلوغ هیجانی و ورابط دلسوزانه است.

انعطاف پذیری در پاسخ ممکن است تحت شراط خاصی دچار اختلال شود وقتی خسته، گرسنه ،ناکام، ناامید و عصبانی هستیم توانایی تامل کردن را از دست می دهیم و توانایی انتخاب رفتارمان محدود می شود در هیجان های خود غرق می شوی و چشم انداز خود را ازدست می دهیم در چنین زمان های دیگر نمی توانیم به روشنی فکر کنیم و در خطر واکنش های نادرست .و افراطی که باعث ناراحتی فرزندانمان می شود قرار می گیریم

کودکان ما را برای انعطاف پذیر ماندن و حفظ تعادل هیجانی به چالش می کشند ممکن است برقراری تعادل بین انعطاف پذیری و اهمیت ساختاردر زندگی یک کودک دشوار باشد والدین می توانند چگونگی رسیدن به این تعادل و پرورش انعطاف پذیری در فرزندانشان را با ساختن الگوهای پاسخ انعطاف پذیری در تعامل های خودشان یاد بگیرند وقتی انعطاف پذیر هستیم در مورد رفتارهایی کهباید از خودمان نشان دهیم  و وریکرد فرزند پروری د ارزش هایی که باید از خودمان نشان دهیم قدرت انتخاب داریم.  می توانیم پویا باشیم و واکنشی عمل نکنیم. انعطاف پذیری در پاسخ مارار توانمند می کند مجموعه ی بزرگی از هیجان ها را مهار کنیم و در مورد چگونگی پاسخ خود چس از در نظر گرفتن نقطه نظر فرد دیگر فکر کنیم.وقتی والدین می توانند با انعطاف پذیری به فرزندان خود پاسخ دهند، فرزندان آنها نیز به احتمال بیشتری انعطاف پذیری را در خود رشد می دهند.

ذهن بینی

ذهن بینی توانایی ادراک ذهن خودمان و ذهن دیگران است. ذهن مارا از اشیا و ایده ایده ها بازنمایی می سازد. برای مثال میتوانیم تصویر یک گل را در ذهن مجسم کنیم، ولی گیاهی در سرما نیست بلکه صرفا نمادی است که از لحاظ عصبی ساخته شده و دارای اطلاعاتی در مورد آن شی است. ذهن بینی به توانایی ذهن در افریدن نماد های ذهنی خود ذهن بستگی دارد این توانایی مارا قادر می کند بر افکار، احساس ها، ادراک ها، هیجان ها، خاطره ها، باور ها ، و نگرش ها و قصد مندی دیگران و خودمان متمرکز می شویم اینها عناصر اولیه ذهن هستند که می توانیم آنها را درک کنیم و برای ادراک خودمان و فرزندانمان از آنها بهره بگیریم.

والدین با تمرکز بر سطح آشکار تجربه و نه تمرکز بر سطح عمیق تر ذهن، به رفتار فرزند خود پاسخ می دهند. گاه ممکن است بدوندیدن فرایند های ذهنی درونی افراد که به اعمال انها می انجامد به رفتار آنها نگاه و فقط به نحوه ی عمل آنها توجه کنیم ولی همیشه سطحی عمیق تر همان ذهن است با ذهن بینی می توانیم بر بیش از سطح رویی تجربه متمرکز شویم والدینی که با فرزندانشان بر سطح رویی تجربه تمرکز می کنند صحبت با کودکان دربارهی افکار، خاطره های و احساس هایشان تجربه های ضروری بین فردیرا که برای درک خودشان و ایجاد مهارت های ارتباطی انها لازم است فراهم می اورند

ذهن بینی به والدین اجازه می دهد از طریق پیانم های اولیه ای که می توانندادراک کنند ذهن فرزندشان را ببیند. کلماتی که به کار میبریم فقط قسمتی از درک کردن دیگران است. پیام های غیر کلامی مااند ارتباط چشمی حالت های چهره لحن صدا ایما و اشاره ها حالت بدن و زمان و شدت پاسخ نیز از عناصر مهم ارتباط اند. این نشانه های غیر کلامی ممکن است صریح ترر از کلمات فرایند های درونی ما را اشکار کنند حساس بودن نسبت به ارتباط های غیر کلامی به ما کمک می کند فرزندانمان را بهتردرک کنیم و نقطه نظر های انها را در نطر بگیریم و رابطه ای شفقت امیز با انها برقرار کنیم.

زندگی لذت بخش

لذت بردن از فرزندتان وسهیم شدن در شگفتی کشف معنی زنده بودن  و انسان بودن در دنیایی شگفت آور، برای رشد احساس مثبت فرزندتان نسبت به خودش بسیار حیاتی است. وقتی نسبت به خود و فرزندمان با احترام و شفقت رفتار می کنیم، اغلب به چشم انداز تازه ای دست می یابیم که لذت از زندگی با هم را در ما غنی می کند. به یاد آوردن تجربه های روزانه تفکر درباره ی آنها حس عمیق درک شدن و پیوند داشتن را ایجاد می کند.

والدین می توانند دعوت فرزندشان را به اهسته تر زیستن و لذت بردن از زیبایی و پیوندی که زندگی هر روز هدیه می کند بپذیرند. زمانی که والدین در زندگی پر مشغله ی خود احساس فشار می کنند ممکن است برای در نظر داشتن تمام جزییات مدیریت برنامه های خانواده احساس تنش کنند. کودکان نیاز دارند که از آنها لذت برده شود و برای آنها ارزش گذاشته شود نه اینکه مدیریت شوند. ما اغلب بر مسائل زندگی تمرکز می کنیم نه بر امکان هایی که برای یادگیری لذت بردن در دسترس داریم. وقتی خیلی مشغول انجام دادن کارهای گوناگون برای فرزندانمان هستیم، فراموش می کنیم که بودن با آنها چقدرمهم است.میتوانیم از فرصت پیوستن به فرزندانمان در تجربه یبینظیربا هم رشد کردن لذت ببریم. یادگرفتن سهیم شدن در لذت زیستن، اساس رابطه ی والد-فرزند ارضا کننده است.

هنگامی که والد می شویم اغلب خود را در نقش معلم فرزندانمان می بینیم، ولی خیلی زود کشف می کنیم که آنها نیز معلمان ما هستند. در این رابطه صمیمانه که در آن تجربه هایمان را سهیم می شویم و خاطراتی می آفرینیم که غنی کننده زندگی ما با هم است. گذشته، حال و آینده ی ما معنی جدید می گیرد.امید است این کتا را در مسیر حمایت از رشد و تحول خود به عنوان یک فرد و در نقش یک والد مفید بیابید. به گونه ای که رابطه ی مستمر شما با فرزندانتان در طول زندگی پیوسته عمیق تر و پر بار تر شود.

عضویت در خبرنامه

اخبار و اطلاعیه های انجمن را در ایمیل خود دریافت کنید

دیگر مطالب

دوره‌های آموزشی

دوره مقدماتی آشنایی با رواندرمانی تحلیلی

به اطلاع اعضا و علاقه‌مندان محترم می‌رساند دوره «مقدماتی آشنایی با روان‌درمانی تحلیلی» به همت انجمن علمی روان‌درمانی ایران (شاخه اصفهان) با موفقیت برگزار شد.

روانپزشک یا روانشناس هستید؟

شما هم می توانید به گروه ما ملحق شوید